أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

138

تجارب الأمم ( فارسى )

هارون بن عمران ، او را با شتاب بيرون برد و ما انگيزه را ندانستيم . پس از اندكى نگران بازگشت ، پدرم بدين كار وى پرخاش نموده سبب پرسيد ، او گفت : غلام نگهبان حلاج ، به من گفت : با طبق خوراكى هميشگى به اطاق حلاج رفته و ديده است ، حلاج يك تنه اطاق را پر كرده ، از سقف تا زمين پيرامن او جاى خالى نمانده است ، غلام ترسيده طبق را افكنده ، دوان و لرزان برگشته و اكنون تب كرده است ، ما از سخنان او در شگفت بوديم كه فرستادهء حامد آمده به ما اجازهء ورود داد ، ما به درون رفتيم و سخن از گفتهء غلام پيش آمد و او را خواست و پرسيد و آشكار شد كه تب دارد و داستان * را گفت ، حامد به او ناسزا گفته تكذيب نمود و گفت : از نيرنگ حلاج ترسيدى ! لعنت خدا بر تو ، دور شو از من ! و از اين گونه سخنان ! غلام رفت ولى مدتى تب داشت . سپس حامد در يكى از نوشته‌هاى حلاج چنين يافت : اگر دل آدمى هواى حج كند و نتواند به كعبه رود ، مىتواند در خانهء خود ساختمان گونه‌اى چهار [ 1 ] گوشه بسازد كه هيچ نجاست و پليدى بدان نرسد و كسى بدان دست نزند ، و چون روزهاى حج فرا رسد ، به دور آن بگردد و همان مناسك حج را انجام دهد كه در مكه مىكنند ، سپس سى تن يتيم را ميهمان و بهترين خوراك را براى ايشان فراهم كند و به همان خانه بياورد و خودش آن خوراك‌ها

--> [ ( 1 - ) ] بنيان گزارى چنين « خدا خانه » نزد گنوسيستهاى مسلمان معمول بوده است و نمونهء آن در مسجد جامع عتيق شيراز كه ساختهء شاه ابو اسحاق اينجو است و كتيبهء آن به خط يحياى جمالى صوفى تاريخ 752 ه دارد ، هنوز باقى است ( اقليم فارس . محمد تقى مصطفوى چ 1343 خ ص 65 - 67 ) - خدا خانهء متوكل در مسامره ( احسن التقاسيم ، 122 پ 170 ) و گنبد علويان خانگاه مير سيد على همدانى در آن شهر ( احوال مير سيد على ، دكتر رياض ، ص 32 ) . شيعيان زيارت قبور امامان به ويژه امام حسين ( ع ) و امام رضا ( ع ) را حج فقرا نامند : اغنيا مكه روند و فقرا رو به تو آرند * جان به قربان تو شاها كه تو حج فقرائى محمد رضا خسروى در مجلهء آينده شمارهء اسفند 1363 خ . ص 876 مىگويد : بايد عبارت ناخوانا ، در جلد سوم جهان‌گشاى جوينى چ محمد قزوينى ليدن 1937 م . ص 103 ، « حج فقراى طوس . . . » خوانده شود . گنوسيستها در عبادت انديشه را مهم‌تر از كار اندامى مىشمردند . ياقوت در احوال ابو حيان توحيدى در معجم الادباء كتابى به نام « الحج العقلى » به وى نسبت داده است .